محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
315
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نظام مختلف اسلامى است ، جدا ساخت : يكى زندگى دنيا را تنظيم مىكند و ديگرى مخصوص حكم آسمانى در آخرت است . و به اين ترتيب تأثير توبه در زمينه و محدودهء دينى است ، بدون اينكه به صورت قطعى بر زمينهء اجتماعى تأثيرگذار باشد « 1 » . واقع مطلب آن است كه سنّت براى ما حالتهاى تنگنايى را مطرح كرده است . تبهكاران در آن حالات مىآيند تا نسبت به جرمى كه مرتكب شدهاند ، اعتراف كنند و با اصرار درخواست اجراى مجازات را دربارهء خود بخواهند . و بر اين اساس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با علم به عظمت اين لحظهء گنهكاران و ارزش بالاى توبهء آنان ، ترديدى به خود راه نمىدهد كه مجازاتى را كه در شرع براى آنها تعيين شده است ، بر آنها اجرا كند ، و جريان دربارهء هر نوع تجاوزى كه بر ضدّ شخص ديگر يا مال و يا ناموس كسى انجام گيرد ، همينطور است ، آنگاه تجاوزگر پيش از اينكه مجازات شود ، توبه مىكند . بنابراين موضع درونى كه در جرم داشتن عمل مورد توجّه بوده است ، اهمّيّتى ندارد ، زيراكه آنچه مورد توجّه و مطلوب است ، از بين بردن آثار سوئى است كه در قبل پديد آمده است ، چون اعتبارات مختلفى علاوه بر اعتبارات شخصيّه [ extra - Personnelles ] دخالت دارد ، همينهاست كه موجب كيفر و مجازات مىشود ، امّا پشيمانى و توبه و ارادهء پاكى كه دوباره به آن بازگشته است ، چهبسا براى نيكسازى حال گنهكار و تأكيد حرمت نهادن او به قانون كفايت كند ،
--> ( 1 ) - عبارت مربوط به اين موضوع چنانكه در كتاب محلّى ابن حزم : 11 / 152 - 158 ، به تصحيح خليل هراس آمده ، چنين است : « ابو محمّد مىگويد : گروهى معتقدند كه توبه باعث سقوط تمام حدود مىگردد ، و اين روايتى است كه ابو عبد الرّحمن اشعرى از قول شافعى نقل كرده است : اين مطلب را در عراق گفته است ، ولى در مصر از آن قول برگشته است . . . سپس در استدلال ايشان بر اين گفتهها نيز نگريستم ، ديدم همگى بر اين عقيدهاند كه توبه عذاب اخروى را از بين مىبرد ، درحالىكه عذاب بزرگتر است ، بنابراين ؛ سزاوارتر آن است كه عذاب كمتر كه همان حدّ دنيوى است ، نيز ساقط گردد ، و چنين نيست كه اگر يكى از آنها ساقط شد ، آن ديگرى نيز ساقط گردد ، زيراكه نصّ قرآن ، سنّت و اجماع ، چنين چيزى را واجب نكرده است . درحالىكه بسيارى از گناهان در دنيا حدّى ندارند ، مانند غضب ، و كسى به ديگرى بگويد : اى كافر ! و مانند خوردن گوشت خوك و عاق والدين شدن و نظاير اينها . و اين بدان جهت نيست كه چون اينها در آخرت مجازات دارند ، بلكه در اينها بزرگترين مجازات اخروى وجود دارد . بنابراين صحيح آن است كه بگوييم احكام دنيا ربطى به احكام اخروى ندارد . » . به اين ترتيب مىبينيم كه مؤلّف جهت مورد نظر فقه ظاهريّه را دربارهء اين مسئله خلاصه كرده است ، همانطورى كه سخن ابن حزم را با تفسير افزوده است . ( مترجم عربى ) .